دیالوگ های ماندگار

دیالوگ های ماندگار

خاطره بازی با دنیای جادویی سینما در دیالوگ های ماندگار

 
لطفا از صفحه اصلی

دیالوگ های ماندگار

بازدید بفرمایید
 
نویسنده : مدیر - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱/۱
 

 

Facenama


 
 
فیلمنامه گاو خشمگین
نویسنده : مدیر - ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳
 

داخلی.باربیزان پلازا تئاتر.رختکن.شب(1964)

جیک لاموتا(رابرت دنیرو)در حالی که لباس رسمی به تن دارد با حریف خیالی مبارزه می کند.دقیقا مشخص نیست که او کجاست گاهی در سایه و گاهی در روشنایی.

در 42 سالگی اضافه وزن دارد ولی مثل قدیم رقص پا انجام می دهد و مشت هایش سریع مثل برق و باد هستند.او در حال تمرین تک گویی خود در یک کلوب شبانه است.

جیک(رابرت دنیرو):شب به خیر خانوم ها و آقایون.اینجا ایستادن و با شما آدمای معرکه حرف زدن باعث خوشحالیه.راستش اصلا فقط همین وایستادن باعث خوشحالیه!از آخرین مبارزم تو مدیسن اسکوئر گاردن این همه آدمو یه جا ندیده بودم.

بعد از اون مبارزه یه خبرنگار ازم پرسید:جیک حالا از اینجا کجا میری؟!

گفتم:معلومه بیمارستان!

من صد و شش مبارزه ی حرفه ای داشتم و بازم اون هالوها نمی دونستن چطور جلوم بایستن.مرتب مشت می زدن تو سرم!به خاطر همینم هست که امشب اینجام!

 

بخشی از فیلمنامه گاو خشمگین(Raging bull)

کارگردان:مارتین اسکورسیزی

فیلمنامه نویسان:پل شریدر-ماردیک مارتین

Facenama


 
 
کار سخت!
نویسنده : مدیر - ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۸
 

پسر عمه زا:کلاه قرمزی هووو!

کلاه قرمزی:هی!

پسر عمه زا:فامیل میگه کارش سخته کار بازیگر سخته

ای که همش خوابه که!

 

کلاه قرمزی:کارش سخته میره اونجا

میگه:سلی حالت خوفه!

میگن:آخی خسته شدی!

ببعی:آخییی!

کلاه قرمزی:یکی پشتشو میماله یکی براش غذا میاره!

جیگر:مگه کیه مگه کیه مگه کیه!!!

پسر عمه زا:بابا صابر ابررره!

کشتی ماره!

Facenama


 
 
هر کی حرف بزنه!
نویسنده : مدیر - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٥
 

پسر عمه زا:بچه ها بزارین بخوابه!

اصلا هر کی ازین به بعد حرف بزنه...!

جیگر:اهه جیگرم جیگرم  جیگرم!!!

فامیل:سیر داغ!

پسر عمه زا:چی میگه!

Facenama


 
 
خیلی بد بازی میکنی ازت متنفرم!
نویسنده : مدیر - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٥
 

دیوی:عجول نبر؟!

صابر ابر:کی؟!

دیوی:عجول نبر؟!

تو نیستی؟!ها؟!

صابر ابر:صابر ابر!صابر!

دیوی:پا بده!

پا بده! پا بده!

صابر ابر:اون دسته!دسته!

دست دستم کثیفه!

دیوی:سال کهنت نامبارک!

سال کهنت نامبارک!

صابر ابر:سال نوی شما هم مبارک

دیوی:خیلی بد بازی میکنی ازت متنفرم!

صابر ابر:واقعا؟!!

Facenama


 
 
از سم خرم!
نویسنده : مدیر - ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٥
 

حامد بهداد:

از سم خرم سمب خرم گوشت کوب می سازم

خدا به خرم می نازم

عزیز به خرم می نازم

از چشم خرم چسم خرم آیینه می سازم

خدا به خرم می نازم

عزیز به خرم می نازم

Facenama


 
 
حامد بهداد کلاه قرمزی 94
نویسنده : مدیر - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٥
 

بچه فامیل : من پستونک اف می توانم!

فامیل : قربون تو برم من!

امتحان کن ببینم چکار میکنی

بچه فامیل : بره بخند عزیزم عه اینکه حامده!

دی دی دیری دی دی دی دیری!

حامد بهداد کلاه قرمزی 94

Facenama


 
 
بعضی آدما
نویسنده : مدیر - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٥
 

آلفرد : سال ها پیش در برمه بودم... منو دوستام برای یه حکومت محلی کار میکردیم.اونا سعی داشتن با دادن جواهرات به عنوان رشوه وفاداری روسای قبیله رو بخرن اما یک راهزن کاروان هاشون در جنگلی در شمال رانگون غرات میکرد.برای همین مارو فرستادن تا جواهرات رو پیدا کنیم اما طی مدت 6ماه هیچکس رو ندیدیم که با راهزنها معامله کرده باشه.یک روز بچه ای رو دیدم که با یه یاقوت بازی می کرد که اندازه یک نارنگی بود... اون راهزن جواهراتو دور می انداخته
بروس( christine Bale): پس چرا اونا رو دزدیده بوده؟
آلفرد : چون فکر میکرد سرگرمی خوبیه, چون بعضی آدما دنبال چیزای منطقی مثل پول نیستن. نمیشه اونارو خرید, بهشون زور گفت,باهاشون منطقی حرف زد ویا مذاکره کرد! بعضی آدما فقط میخوان سوختن دنیا رو تماشا کنن

The Dark Knight

Facenama


 
 
خاله ماچ!
نویسنده : مدیر - ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱۱
 

خاله ماچ

خاله ماچ

ماچ ماچ ماچ

خاله ماچ

ماچ

Facenama


 
 
دیوی و آقای مجری!
نویسنده : مدیر - ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱۱
 

دیوی:بگو منو دوست نداری

بگو منو دوست نداری

آقای مجری:دیوی نکن

دیوی:نندازمت بالا!

آقای مجری:بندازم بالا!

قسمت اول کلاه قرمزی 94

Facenama


 
 
← صفحه بعد
 



posttitle/BlogPreviousItems وبلاگ blogsidebartitle