دیالوگ های ماندگار

دیالوگ های ماندگار

خاطره بازی با دنیای جادویی سینما در دیالوگ های ماندگار

 
لطفا اینستاگرام

دیالوگ های ماندگار

را فالو بفرمایید
آدم خاص
نویسنده : مدیر - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳٠
 

من آدم خاصی نیستم ، یه مرد معمولی با افکار معمولی .
یه زندگی معمولی رو گذروندم .
مجسمه ای ازم به عنوان یادبود ساخته نمیشه
و اسم من بعد از مرگم به زودی فراموش میشه .
اما از یه لحاظ ، من به اندازه ی تمام آدم هایی که تا حالا زندگی کردن ، تو زندگیم موفق بودم .
من یه نفر رو با تمام قلب و روحم دوست داشتم
برای من ، این تو زندگیم همیشه کافی بوده

نوت بوک-نیک کاساوتس

Facenama


 
 
آرایش!
نویسنده : مدیر - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳٠
 

- مریل استریپ خطاب به دخترش : چرا آرایش نمیکنی ؟
+ نیازی به آرایش دارم ؟
- مریل استریپ : هر زنی نیاز به آرایش داره.تنها زنی که به حدی خوشگل بود که میتونست آرایش نکنه الیزابت تیلور بود.که اونم یه خروار آرایش میکرد...!

آگوست: اوسیج کانتی-جان ولز

Facenama


 
 
عشق
نویسنده : مدیر - ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳٠
 

خواهرم میگه : عشق هست!
من میگم نیست!
عشق بالا و پایین شدنِ هورموناست.
حتی دانشمندام بهش رسیدن...

نمایش سه جلسه تراپی و مهمانی

Facenama


 
 
روح
نویسنده : مدیر - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳٠
 

میگن آدم دوبار می میره ؛ یه بار وقتی که روح از بدنش جدا میشه و یه بار "وقتی کسی که دوسش داره برای آخرین بار اسمشو صدا می زنه"

رفقای استوار-فیشر استیونس

Facenama


 
 
پول
نویسنده : مدیر - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳٠
 

جردن بلفورد:پول برای شما فقط یک زندگی بهتر نمیاره
غذای بهتر، ماشین بهتر یا حتی دخترهای بهتر
علاوه بر همه اون ها، شمارو یه آدم بهتر هم میکنه
شما میتونید به راحتی نظرتون رو به یک کلیسا یا محفل سیاسی غالب کنید
شما میتونید با پول، محکوم رو از پای چوبه ی دار برگردونید

گرگ وال استریت-مارتین اسکورسیزی

Facenama


 
 
مرد
نویسنده : مدیر - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳٠
 

یه مرد اگه کسی رو نداشته باشه
٬دیوونه میشه. فرقی نمیکنه
اون مرد کی باشه… مهم اینه همدم داشته باشه٬
باید بگم که اگه یه مردی تنها باشه٬ مریض میشه

لاست-جک بند,استیون ویلیامز و ...

Facenama


 
 
خنده
نویسنده : مدیر - ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳٠
 

مکس : درباره خندیدن نگران نباش.دهن من تا حالا لبخند به خودش ندیده اما به این معنی نیست که توی ذهنم لبخند نمیزنم..!!

مری و مکس-آدام الیوت

Facenama


 
 
تغییر
نویسنده : مدیر - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۸
 

زمانی بود که ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا رو تغییر بدیم، حالا تنها چیزی که گیرمون اومده یه پادشاه جدیده که از قبلی بهتر نیست. اینجا سرزمینیه که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای نون میجنگیم، نکته ی عدالت اینه که همه وقتی برابر میشن که مُردن ...

بینوایان-نام هوپر

نیاز به گفتن نداره شاهکار ویکتور هوگو

Facenama


 
 
صبوری
نویسنده : مدیر - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۸
 

- عمریست در سایه ی سنگی دیوار صبوری کرده ام و معنای دوست داشتن را در طعم تلخ از دست دادن دریافتم...

کیمیا-احمدرضا درویش

Facenama


 
 
خوبی!
نویسنده : مدیر - ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۸
 

- خوبی آدمای غریبه اینه که مجبور نیستن بهم دروغ بگن !...

تنها دوبار زندگی می کنیم-بهنام بهزادی

Facenama


 
 
توت
نویسنده : مدیر - ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۸
 

یک خاطره ای از خودم بگم٬ اول ازدواج ما بود. ناراحتی همه جور کشیده بودیم. همه جور. آخر اونقدر خسته شدم از ناراحتی که یک روز پا شدم خودم رو راحت کنم بابا، از این ناراحتی، مگه چه خبره؟ صبح زود، تاریکی بود. پا شدم٬ طناب رو برداشتم انداختم پشت ماشین. برم قال قضیه را بکنم. برم خودکشی بکنم. برم... رفتیم. اطراف میانه بود. سال 39. رفتم آقا. توتستان بود بغل خونه ما. نزدیک خونه ما. آمدیم طناب... تاریک بود. طناب را هر قدر مینداختیم گیر نمی کرد٬ یک مرتبه انداختم گیر نکرد٬ دو مرتبه انداختم... گیر نکرد٬ سومی٬ آخر خودم رفتم بالا. رفتم بالا طناب را گیر دادم٬ دیدم آقا یک چیزنرم خورد به دستم. توت بود. چه توت شیرینی... شیرین بود. اولی را خوردم. دومی راخوردم. سومی را خوردم. یک وقت دیدم هوا داره روشن میشه. آفتاب زده بالای کوه رفیق. چه آفتابی! چه منظره ای! چه سبزه زاری! یک وقت دیدم صدای بچه ها میاد. بچه ها مدرسه بودن. آمدن دیدن من توت میخورم٬ گفتن آقا درخت رو تکون بده. ما هم درخت رو تکون دادیم. اینا خوردن. اینا خوردن من کیف میکردم. خوردم بله. یه خورده ام ما جمع کردیم. آمدیم تو خونه. خانوم ما هنوز از خواب بیدار نشده بود.
آمدیم یه خورده هم دادیم به اون. اون هم خورد. اون هم کیف کرد. رفته بودم خودکشی کنم٬ توت چیدم آوردم اینجا. آقا یه توت ما را نجات داد. یک توت ما را نجات داد.
نقش اول فیلم: توت رو خوردی و خانوم هم توت رو خورد و همه چی ام خوب شد!؟
مرد آذری: خوب؟! خوب نشد. فکرم عوض شد. البته که اون ساعت خوب شد، ولی فکرم عوض شد حالم عوض شد..

طعم گیلاس-عباس کیارستمی

Facenama


 
 
لوئی
نویسنده : مدیر - ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۸
 

(لوئی پس از پایان یک رابطه عاشقانه)
دکتر بیگلو (همسایه لوئی): پس شانست رو امتحان کردی، برای اینکه شاد باشی، با اینکه می‌دونستی بعدا غمگین خواهی شد
- لوئی: آره
- پس الان مشکل دقیقا چیه؟
- زیادی ناراحتم. ببین من حس خوبی از دوست داشتنش داشتم، از این حس خوشم می‌اومد. اما الان که رفته، دلم براش تنگ شده و این اذیتم میکنه و فکر نمیکردم به این بدی باشه و این حسو دارم که برای چی شاد بودم وقتی میدونستم به این وضع میافتم. ارزشش رو نداشت ...
- اوه پسر، بدبختی، حروم چه بیچاره ای شده
- چی؟
- ببین مطمئن نیستم اسمت چی بود، اما دقیقا خود یه احمقی، فکر میکنی وقت گذروندن با اون، بوسیدنش، اوقات خوبی با اون داشتن، در کل همین چیزا مهمه؟ همچین چیزی عشق به حساب میاد؟
- آره...
- به این (چیزی که هستی) الان میگن عشق، غمه نداشتنش، چون اون رفته میخوای که بمیری، تو خیلی خوشبختی، تو مثل یه شاعر شدی ترجیح میدادی به جای این، یه جور رویای دیگه‌ای داشتی؟ یه چیزِ دلخوش کنکی مثل شهر بازی؟ این چیزیه که میخوای؟ نمی‌بینی که این بخش خوب قضیه است؟ این چیزی بوده که تمام مدت دنبالش بودی و حالا بالاخره پیداش کردی و توی دستاته این کیک خوشمزه از عشق رو ،عشقی شیرین و غمگین و تو می خوای دور بندازیش، کاملا قضیه رو اشتباه گرفتی...
- من فکر میکردم قسمت بد قضیه اینه
- نه، قسمت بد قضیه وقتیه که فراموشش میکنی، وقتی دیگه اهمیت نمیدی، وقتی دیگه هیچ چیز برات اهمیت نداره، قسمت بد قضیه هم به وقت خودش میرسه پس از این دل‌شکستگیت لذت ببر تا وقتی که میتونی...

لوئی-لوئی سی کی

Facenama


 
 
اینجوری
نویسنده : مدیر - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦
 

اینجوری شده دیگه ،
وقتی به یه آدم زیادی لطف می کنی ،
بعد از مدتی هم خودشو گم میکنه ،
هم تــــورو ...!

زیر تیغ-محمدرضا هنرمند

Facenama


 
 
طلاق!
نویسنده : مدیر - ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦
 

ﺣﺎﻣﺪ: ﺍﻳﻦ ﻭﻛﺎﻟﺘﻨﺎﻣﻪ ﭼﻴﻪ؟ ﻗﻀﻴﻪ ﻃﻼﻕ ﭼﻴﻪ؟ ﻃﻼﻕ ﺻﻮﺭﻱ ﻭ ﻇﺎﻫﺮﻱ، ﻫﺎ؟ ﺑﺪﻭﻥ ﻃﻼﻕ ﻫﻤﻪ ﺯﺣﻤﺘﺎﺕ ﻫﺪﺭ ﻣﻴﺸﻪ، ﺑﺎ ﻃﻼﻕ ﻛﺎﺭِﺕ ﺭﺍﺣﺖﺗﺮ ﭘﻴﺶ ﻣﻴﺮﻩ . ﻛﺎﺭِﺕ ! ﻛﺎﺭِﺕ ! ﻛﺎﺭِ ﺗﻮ ! ﮔﻮﺭِ ﭘﺪﺭِ ﻣﻦ ! ﻭﻟﻲ ﻧﺎﺯﻱ
ﭼﻲ؟ ﺍﻭﻥ ﻛﺠﺎﻱ ﻛﺎﺭ ﺗﻮﻭﻩ؟ ﺷﺎﻳﺪ ﻫﻤﻪﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻳﻨﺪﻩﻱ ﻧﺎﺯﻱﻳﻪ؟ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻨﻪ؟ ﻛﻪ ﻋﺎﺷﻘﻤﻲ ! ﻛﻪ ﻋﺰﻳﺰ ﺩﻟﺘﻢ ! ﻳﻪ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﻱ ﻣﻨﻮ ﺑﺎ ﺻﺪ ﺗﺎ ﻣﺮﺩ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻲ
ﻋﻮﺽ ﻧﻤﻲﻛﻨﻲ ! ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﺁﺳﻴﺎﻳﻲ ﭼﻄﻮﺭ؟ ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﺷﺮﻗﻲ؟ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ؟ ﺗﻬﺮﺍﻧﻲ؟ ﻳﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﺷﺮﻳﻒِ ﺑﻮﮔﻨﺪﻭﻱ
ﻫﻴﺰ ﻧﻜﺒﺖ ﻛﻪ ﺩﺍﺋﻢ ﺧﻴﻚﺷﻮ ﻣﻲﺧﺎﺭﻭﻧﻪ ﻭ ﺁﺭﻭﻍ ﻣﻲﺯﻧﻪ . ﺧﺎﻙ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ! ﺧﺎﻙ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﻦ ﻛﻪ ﭼﻪ ﻛﺜﺎﻓﺘﻲ ﺭﻭ ﺗﻮﻱ ﺧﻮﻧﻪﺍﻡ ﺭﺍﻩ ﻣﻲﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﻧﻤﻲﺩﻭﻧﺴﺘﻢ . ﻻﺑﺪ ﻣﻲﭘﺮﺳﻲ ﭼﻪﻡ ﺷﺪﻩ ﻋﺰﻳﺰﻡ؟
ﻫﻴﭽﻲ . ﺷﻐﻠﻢ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﻛﺮﺩﻡ؛ ﭘﺎﺍﻧﺪﺍﺯﻱ . ﺑﻬﻢ ﻣﻲﺁﺩ؟

ﺷﺐ ﻳﻠﺪﺍ - ﻛﻴﻮﻣﺮﺙ ﭘﻮﺭﺍﺣﻤﺪ

Facenama


 
 
ماسک
نویسنده : مدیر - ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦
 

تونتو (جانی دپ):یه روز میرسه که آدم خوب باید ماسک بزنه

رنجر تنها-گور وربینسکی

Facenama


 
 
مردم
نویسنده : مدیر - ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦
 

مردم از چیزی که نمیفهمن میترسن

برتری-والی فیشر

Facenama


 
 
دلم
نویسنده : مدیر - ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦
 

دلم میخواد قبل مرگم یکی باشه که همه موزیک های تو دلم رو بدم بهش گوش کنه

عصبانی نیستم- رضا درمیشیان

Facenama


 
 
فیلمنامه گاو خشمگین
نویسنده : مدیر - ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳
 

داخلی.باربیزان پلازا تئاتر.رختکن.شب(1964)

جیک لاموتا(رابرت دنیرو)در حالی که لباس رسمی به تن دارد با حریف خیالی مبارزه می کند.دقیقا مشخص نیست که او کجاست گاهی در سایه و گاهی در روشنایی.

در 42 سالگی اضافه وزن دارد ولی مثل قدیم رقص پا انجام می دهد و مشت هایش سریع مثل برق و باد هستند.او در حال تمرین تک گویی خود در یک کلوب شبانه است.

جیک(رابرت دنیرو):شب به خیر خانوم ها و آقایون.اینجا ایستادن و با شما آدمای معرکه حرف زدن باعث خوشحالیه.راستش اصلا فقط همین وایستادن باعث خوشحالیه!از آخرین مبارزم تو مدیسن اسکوئر گاردن این همه آدمو یه جا ندیده بودم.

بعد از اون مبارزه یه خبرنگار ازم پرسید:جیک حالا از اینجا کجا میری؟!

گفتم:معلومه بیمارستان!

من صد و شش مبارزه ی حرفه ای داشتم و بازم اون هالوها نمی دونستن چطور جلوم بایستن.مرتب مشت می زدن تو سرم!به خاطر همینم هست که امشب اینجام!

 

بخشی از فیلمنامه گاو خشمگین(Raging bull)

کارگردان:مارتین اسکورسیزی

فیلمنامه نویسان:پل شریدر-ماردیک مارتین

Facenama


 
 
 



posttitle/BlogPreviousItems وبلاگ blogsidebartitle