فیلمنامه گاو خشمگین - دیالوگ های ماندگار

دیالوگ های ماندگار

خاطره بازی با دنیای جادویی سینما در دیالوگ های ماندگار

 
لطفا اینستاگرام

دیالوگ های ماندگار

را فالو بفرمایید
فیلمنامه گاو خشمگین
نویسنده : مدیر - ساعت ۳:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳
 

داخلی.باربیزان پلازا تئاتر.رختکن.شب(1964)

جیک لاموتا(رابرت دنیرو)در حالی که لباس رسمی به تن دارد با حریف خیالی مبارزه می کند.دقیقا مشخص نیست که او کجاست گاهی در سایه و گاهی در روشنایی.

در 42 سالگی اضافه وزن دارد ولی مثل قدیم رقص پا انجام می دهد و مشت هایش سریع مثل برق و باد هستند.او در حال تمرین تک گویی خود در یک کلوب شبانه است.

جیک(رابرت دنیرو):شب به خیر خانوم ها و آقایون.اینجا ایستادن و با شما آدمای معرکه حرف زدن باعث خوشحالیه.راستش اصلا فقط همین وایستادن باعث خوشحالیه!از آخرین مبارزم تو مدیسن اسکوئر گاردن این همه آدمو یه جا ندیده بودم.

بعد از اون مبارزه یه خبرنگار ازم پرسید:جیک حالا از اینجا کجا میری؟!

گفتم:معلومه بیمارستان!

من صد و شش مبارزه ی حرفه ای داشتم و بازم اون هالوها نمی دونستن چطور جلوم بایستن.مرتب مشت می زدن تو سرم!به خاطر همینم هست که امشب اینجام!

 

بخشی از فیلمنامه گاو خشمگین(Raging bull)

کارگردان:مارتین اسکورسیزی

فیلمنامه نویسان:پل شریدر-ماردیک مارتین

Facenama


 
 
 



posttitle/BlogPreviousItems وبلاگ blogsidebartitle