آپوکالیپتو - دیالوگ های ماندگار

دیالوگ های ماندگار

خاطره بازی با دنیای جادویی سینما در دیالوگ های ماندگار

 
لطفا اینستاگرام

دیالوگ های ماندگار

را فالو بفرمایید
آپوکالیپتو
نویسنده : مدیر - ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٥
 

انسان تنها نشسته بود با غم و اندوهی فراوان

همه حیوانات دور او جمع شدند و گفتند: ما دوست نداریم تو را غمگین ببینیم. هر آرزوئی داری بگو تا برآورده کنیم ...

انسان گفت: به من قدرت بینائی عمیق بدهید. کرکس گفت: بینائی من مال تو.

انسان گفت: می خواهم نیرومند شوم. پلنگ گفت: مانند من نیرومند خواهی شد.

انسان گفت: می خواهم اسرار زمین را بدانم. مار گفت: نشانت خواهم داد.

بعد همه حیوانات رفتند و وقتی انسان همه این هدایا را گرفت رفت.

و آنگاه جغد به بقیه حیوانات گفت: انسان دیگر خیلی چیزها می داند و قادر است کارهای زیادی بکند و ناگهان من خیلی ترسیدم.

گوزن گفت: انسان به هرچه میخواست رسید،‌ آیا دیگر غمگین نخواهد بود؟

جغد گفت: حفره ای در درون انسان دیدم ،‌اشتیاق و حرصی شگرف که کسی قادر به پر کردن آن نیست ،‌همان چیزی که او را غمگین خواهد ساخت.

حرص او بیشتر و بیشتر خواهد شد ، تا روزی که دنیا خواهد گفت: من دیگر چیزی ندارم که به تو ببخشم همه چیز تمام شده است.. .

 

آپوکالیپتو(آخرالزمان)(Apocalypto)-مل گیبسون

نویسنده:مل گیبسون،فرهاد صفی نیا

Facenama


 
 
 



posttitle/BlogPreviousItems وبلاگ blogsidebartitle